مدل ساختاری خودکارآمدی عمومی بر اساس کنترل عواطف و خودتنظیمی با نقش میانجی انگیزش درونی
کلمات کلیدی:
خودکارآمدی عمومی, کنترل عواطف, خودتنظیمی, انگیزش درونی, مدلیابی معادلات ساختاریچکیده
مقدمه و هدف: هدف این پژوهش بررسی مدل ساختاری خودکارآمدی عمومی بر اساس کنترل عواطف و خودتنظیمی با نقش میانجی انگیزش درونی در دانشجویان شهر تهران بود.
روششناسی: این پژوهش از نوع همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاههای شهر تهران در سال تحصیلی 1403–1404 بود که تعداد 384 نفر به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خودکارآمدی عمومی، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان، پرسشنامه خودتنظیمی و مقیاس انگیزش درونی بود که روایی و پایایی آنها در مطالعات پیشین تأیید شده است. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS-27 و AMOS-24 تحلیل شدند و برای بررسی روابط بین متغیرها از مدلیابی معادلات ساختاری و روش بوتاسترپ استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است (RMSEA=0.061، CFI=0.94). همچنین، کنترل عواطف (β=0.19، p<0.001) و خودتنظیمی (β=0.24، p<0.001) تأثیر مستقیم و معناداری بر خودکارآمدی عمومی داشتند. علاوه بر این، هر دو متغیر کنترل عواطف (β=0.41، p<0.001) و خودتنظیمی (β=0.47، p<0.001) تأثیر مثبت و معناداری بر انگیزش درونی داشتند و انگیزش درونی نیز به طور معناداری خودکارآمدی عمومی را پیشبینی کرد (β=0.53، p<0.001). نتایج بوتاسترپ نشان داد که انگیزش درونی نقش میانجی معناداری در رابطه بین متغیرهای پیشبین و خودکارآمدی ایفا میکند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که خودتنظیمی و کنترل عواطف به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق انگیزش درونی بر خودکارآمدی عمومی تأثیرگذارند و تقویت انگیزش درونی میتواند نقش کلیدی در ارتقای خودکارآمدی ایفا کند.
دانلودها
دانلود
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2026 مونا روشنی, فاطمه ماهروح (نویسنده); محمدجواد الهی

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.