نقش واسطهای هوش هیجانی در رابطه بین کیفیت زندگی و فرسودگی شغلی در مشاوران خانواده
کلمات کلیدی:
کیفیت زندگی, هوش هیجانی, فرسودگی شغلی, مشاوران خانواده, مدلیابی معادلات ساختاریچکیده
مقدمه و هدف: فرسودگی شغلی یکی از مهمترین پیامدهای فشارهای روانی و هیجانی در حرفههای یاریرسان، بهویژه مشاوره خانواده، محسوب میشود و میتواند سلامت روان و عملکرد حرفهای مشاوران را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای هوش هیجانی در رابطه بین کیفیت زندگی و فرسودگی شغلی در مشاوران خانواده انجام شد.
روششناسی: این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از لحاظ روش، توصیفی-همبستگی با رویکرد کمی بود که بهصورت مقطعی در سال 1402 انجام شد. جامعه آماری شامل مشاوران و روانشناسان دارای پروانه اشتغال در مراکز مشاوره خانواده شهر تهران بود که از میان آنان 211 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF) و پرسشنامه هوش هیجانی شات بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS و از طریق مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که کیفیت زندگی اثر مثبت و معناداری بر هوش هیجانی دارد (β=0.54، p=0.001). همچنین، هوش هیجانی اثر منفی و معناداری بر فرسودگی شغلی داشت (β=-0.54، p=0.001). با این حال، رابطه مستقیم کیفیت زندگی با فرسودگی شغلی معنادار نبود (β=-0.01، p=0.936). نتایج آزمون بوتاستراپ نیز نشان داد که هوش هیجانی در رابطه بین کیفیت زندگی و فرسودگی شغلی نقش واسطهای معناداری ایفا میکند (β=-0.29، p=0.004). شاخصهای برازش مدل، پایایی و روایی مدل اندازهگیری را تأیید کردند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که کیفیت زندگی از طریق تقویت هوش هیجانی میتواند به کاهش فرسودگی شغلی در مشاوران خانواده منجر شود. بنابراین، ارتقای کیفیت زندگی و آموزش مهارتهای مرتبط با هوش هیجانی میتواند نقش مؤثری در پیشگیری از فرسودگی شغلی و بهبود سلامت روان مشاوران خانواده داشته باشد.
دانلودها
دانلود
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 1403 محبوبه کریمیان (نویسنده); فریماه دوکوشکانی

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.